close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان قتل کیارش

دانلود رمان قتل کیارش

رزرو تبليغــات

کانال تگرام دی ال رمان
دانلود رمان
تعرفه تبليغاتتعرفه تبليغات

شمـا ميتوانيــد براي ديافت آخرين مطالب و آگاهي از آخريـن اخبــار موزيـک در ايميـــل خـود در خبــرنامـه ثـبت نـام کنــيد

دانلود رمان قتل کیارش

 

نام رمان: قتل کیارش

نویسنده: مژگان زارع

ژانر: معمایی و عاشقانه

تعداد صفحات: 1143 صفحه

خلاصه رمان:

داستان درباره مردی به اسم کیارش دولت شاه هستش که در یک مهمانی خانوادگی به قتل میرسد. تمام مدارک نشان میدهد، قاتل دختر نگهبان خانه است ، اما واقعیت چیز دیگریست.

 

 

 

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

دانلود رمان برای جاوا با فرمت jar

برای عضویت در کانال تلگرامی ما کلیک کنید.

 نکته: این پست #ریپست شده و فایل ها دوباره آپلود شدند.

 

 

 

 

سخنی از زبان نویسنده رمان :

من همیشه عاشق ژانر معمایی و جنایی بودم ولی خب نوشتن توی این ژانر یه استعداد خاص میخواد که من مطئمن نیستم داشته باشم، البته رمان فصل دل سپردن تا حدودی معمایی هست ولی این ریسک رو کردم و این سوژه رو که مدتی بود ذهنم رو درگیر کرده بود مینویسم تا ببینم پا کردن توی کفش معمانویس ها برای من موفقیت آمیز خواهد بود یا نه ! قضاوت با شما .

تمام فضاهایی که توی این رمان استفاده شده ، از زندان گرفته تا دادگاه ، من خودم به شخصه دیدم.البته گوش شیطون کر ، هیچوقت زندانی نبودم. ولی خب به واسطه بند <<پ>>  از نزدیک دیدم ، حتی با یک قاتل هم از نزدیک حرف زدم اما ادعا نمیکنم همه چیز مو به مو درست باشه شاید بعضی جاها من خودم هم به خاطر ضعف حافظه چیزی رو اشتباه کرده باشم. چون اونجا ، اجازه فیلم برداری ، عکس برداری و چیزهایی از این قبیل نبوده.

 

 

 

 

قسمتی از رمان قتل کیارش نوشته مژگان زارع:

آرزو و خواسته های من خیلی هم بزرگ نیستند. راستش شاید هم بزرگ باشند ، یعنی ملیحه میگوید همین هایی که تو میخواهی ، خیلی ها حتی تو خواب هم جرات ندارند بهش فکر کنند و من فکر میکنم راست میگوید .

ترنم میگوید ادم خودش است که خواسته ها و آرزوهایش را بزرگ و کوچک میکند. او هم راست میگوید. مثلا اینکه من آرزو دارم یک خانه نقلی خوشگل برای خودمان داشته باشیم و بابا هم یک پراید داشته باشه با اوضاعی که من تا حالا باهاش زندگی کردم خیلی هم بزرگ نیست.

ولی اگه وضع زندگی ام را بی خیال بشم ، یعنی جایی که توش زندگی میکنم و آدم هایی که کنارشان زندگی میکنم را بیخیال بشوم و فقط خودم و بابا محمدعلی و مامان اعظم را ببینم آن وقت خیلی زیادی بزرگ به نظر می رسد. آنقدر که حتی توی خواب هم جرات نکنم بهش فکر کنم . تازه از این ها بزرگ تر هم هستند. یکیش همین که فکر کنم یکی مثل کیارش از من زیادی خوشش بیاد یا نه اصلا عاشقم بشود.

....

 

 

امیدوارم از خوندن این رمان لذت ببرید...

برای تنظیم این رمان بیچاره شدم :| نمیدونین ک :|

 


تاريخ انتشار : پنجشنبه 06 ارديبهشت 1397 ساعت: 23:24 | نظرات()
برچسب ها : , , , , , , , , , ,

نويسنده :

بازديد : 183

موضوع: رمان , عاشقانه , معمایی , pdf , اندروید , جاوا , ایفون ,

بخش نظرات اين مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
Code Center